|
http://www.uplod.ir/download.php?file=164856
+ نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 20 مهر1388 و ساعت
5:28 بعد از ظهر |
http://www.uplod.ir/download.php?file=851471
از این جا دانلود کنید + نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 20 مهر1388 و ساعت
5:23 بعد از ظهر |
سلام به همگی....بعد از عمری (فکر کنم یه فصل) دوباره دارم می نویسم.تازه اونم از سر اجبار...
واقعا نمی دونم چی به سرم اومده تو این ۳ ماه.فک کنم قد ۳ سال از زندگی عقب افتادم.آدم یه وقتایی میمونه که اگه یه جا دچار مشکل شد از کی کمک بخواد... ای بابا بد روزگاری شده.بد زمونه ای شده.بر خلاف اسم وبلاگم حدود ۳ ماهه که خوابم.یه وقتایی یه اشتباه کمر آدمو می شکنه.گرچه گذشته ها می گذره و همیشه باید به آینده ها فکر کرد.منم به همین فکر کردم که دوباره برگشتم.از دو تا نظر آخری هم ممنون چون به خاطر اونا بود که اومدم.فک کنم هنوزم مخاطب دارم و این برای یه شروع دوباره کافیه.از همه ی عزیزان ممنون.بابت خواب بهارم هم عذر می خوام. + نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 22 تیر1388 و ساعت
9:34 قبل از ظهر |
منش بد شکست یابد منش نیک پیروز شود دروغ شکست یابد راستی بر آن پیروز شود خرداد و مرداد بر هر دو چیره شوند بر گرسنگی و تشنگی اهریمن بد کنش ناتوان شود و رو به گریز نهد و نوزوز بر همه ی ایرانیان فرخنده و خرم باد برای همگی بهترین آرزوها رو دارم........ تعطیلات خوش بگذره + نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت
6:6 بعد از ظهر |
به به ..... حالا یه بازدید کننده ی جدید.حضور شما رهگذر عزیز رو در جمع دوستانمون خیر مقدم عرض می کنم.ولی یه گلگی هم همین اول در جواب موضع گیری شما بکنم بد نست.من قبلا هم گفتم که فقط دوست دارم جواب سوالم رو بگیرم از هر کسی هم باشه برام فرقی نمی کنه این که گفتید هدف سوال من رفع ابهام نیست به چه منظوری گفتید؟من دارم با اطلاعات و منابعی که در اختیار دارم نظرم رو در مورد بهائیت می گم و سوالام رو مطرح میکنم حالا از نظر شما موضع گیری من شبیبه چه کسانیه؟ من از اول هم گفتم که قصد بحث کردن در مورد احکام رو ندارم چون مسلما هر آیینی احکام خاص خودش رو داره که با توجیه شدن خود آیین احکام ثابت می شه.پس وارد بحث احکام نشیم بهتره.چون اختلاف نظرات زیاد می شه. بله حکم الهی با اثبات اجرا نمی شه ولی برای آیینی که الهی بودن اون ثابت شده باشه.به هر حال از حضورتون ممنون.من هنوز هم منتظر جواب سوالاتم هستم.(تو قسمت های قبل مطرح کردم)
+ نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 26 اسفند1387 و ساعت
5:16 بعد از ظهر |
با تشکر از نظر همه ی دوستان. گویا بحث در رابطه با بهائیت قابلیت ادامه دادن رو داره پس ترجیحا ادامش می دم. در جواب شما آقای حاجی من به این آدرسی که شما بهم دادید سر نزدم ولی اگه 520 یا حتی خیلی بیش از این ارقام آدم تحصیلکرده یه مطلب روامضا کنن این دلیل مناسبی برای قبول کردن اون و یا توجیه درستی یه مو ضوع نیست اون چیزی که می تونه درستی یا نادرستیه یه عقیده روثابت کنه تعالیم خود اون آیینه که من در مورد این تعالیم چند تا سوال پرسیدم که متاسفانه شما جواب ندادید. در جواب دوست خوبمون آقا یا خانم شهروند ایران هم باید بگم که در رابطه با اعمال خیر مثل این که سوال من خیلی روشن نبوده. بله این که شما فرمودید که عده ی کسانی که امامت و تشیع رو درک نکردن زیاده بله خوب همین طور هم هست ولی من می گم از نظر من مسمان اگر کسی هر کجای دنیا یه کار خیری یا خدمت به خلقی رو فقط برای رضایت معبودانجام بده حتی اگه مسلمان هم نباشه بهایی, وها بی, بودایی, مسیحی خلاصه پیرو هر آیینی که باشه اجر عملش رو می گیره اما در آیین بهائیت ,از تعالیم این طور برداشت می شه که اگه کسی بها رو نشناخت حتی اگه همه ی کارهای خیر دنیا تو پروندش باشه ارزشی نداره و اینه که از نظرمن یه مقدار توش جای بحثه. "من فاز به قد فاز بکل الخیر و الذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال"؛
عبارت پایین عین جمله ی شماست که فرمودید: به اعتقاد یک بهایی به مقام الوهیت و ذات خداوند (نظر به عظمت آن)توسط هیچ مخلوقی .حتی اشرف مخلوقات بر روی کره زمین. قابل درک نیست . و تنها راه شناخت خداوند و تقرب به او شناخت مظهر ظهور او در هر زمان و دوران است. حالا دوباره سوال من از شما اینه راه شناخت خداوند شنات تجلی او در هر زمانه و حضرت بها هم که مربوط به دوران خود هستند و الان در جامعه ی جهانی حضور ندارد یعنی شماییکه دارید تو ی این دوران زندگی می کنید به هیچ عنوان امکان شناخت خدا براتون وجود نداره و کلا تنها کسانی می تونن به ذات خدا پی ببرن که در دوره ی یکی از پیامبران یا ائمه بوده باشند اون هم اگه بتونن. بها الله می گه:کل الالوه من رشح امری تالهت و کل الربوب من طفح حکمی تربتی:همهی معبودها از ترشح امر من معبود شده اند و همه ی خدایان از ظرف لبریز و پر خدایی من به خدایی رسیده اند.یا در جایی دیگر که در زندان عکا گرفتار بوده گفته:لا اله الا انا المسجون الفرید.هیچ معبودی به جز من زندانی تنها نیست حضرت بها الله توی این عبارات که البته من توی پست های قبلی گذاشتم صراحتن دارن خودشون رو خدا معرفی می کنن . درجواب این چی می شه گفت؟ و منظور شما از برداشت های غلط چیه؟ درمورد بخشی از صحبت های شما که فرمودید اکثریت نشان دهنده ی حقانیت نیست من هم دقیقا همین نظر رودارم و در جواب آقای حاجی هم همین رو گفتم. یه قسمت هم داخل پرانتز بگم این که درسته که جو یه وقتایی آدم رو اذیت می کنه ولی اگه آدم واقعا به چیزی معتقد باشه نظرات مخالف کمتر براش آزار دهنده ست واین که از نظر من وبلاگ مکان مناسبی برای بحثه.از بقیه ی سوالامم که توی قسمت های قبلی پرسیدم صرف نظر می کنم مثلا از عدم تساوبی بین حقوق زنان شهری و روستایی و همین طور برخی ا ز احکام.ولی امیدوارم به این قست ها که مطرح کردم پاسخ های قانع کننده بدید.خیلی خیلی ممنون از لطف همه ی دوستان عزیز....
تا بعد. + نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 26 اسفند1387 و ساعت
4:47 بعد از ظهر |
با تشکر از نظر دوستان.این جا جا داره در مورد نطر بعضی از دوستان در مورد پست قبلی یه چیز هایی بگم. آقای حاجی من سعی می کنم یه طرفه به قاضی نرم.من توی بخش قبلی هر چیزی رو که نوشتم با منبعش ذکر کردم و نظرم رو نسبت بهش گفتم.من بهایی نیستم و مسلما به انداره ی یه بهایی از این آیین اطلاعات ندارم ولی برای قضاوت در رابطه با یه آیین نیازی نیست که همرنگ اونا فکر کرد و بعد نظر داد.اگر باز هم نظر شما اینه که من اشتباه می کنم باشه من سوالاتم رو از شما و شهروند ایران می پرسم و امیدوارم که جوابم رو بدید ممنونم . «ان اول ما کتب الله علی العباد عرفان مشرق وحیه و مطلع امره الذی کان مقام نفسه فی عالم الامر و الخلق من فاز به قد فاز بکل الخیر و الذی منع من اهل الضلال و لو یاتی بکل الاعمال»؛ این عبارت احتمالا برای بهایی ها آشناست.حالا سوال من اینه.نخستین چیزی که بر بهایی ها واجبه شناختن حضرت بهاالله است پس این وسط خدا چی می شه ؟به نظر شما لازم نیست که اول انسان معبود رو بشناسه و بعد رسوله این معبود رو؟قسمت دوم این که اگر کسی حتی ناخواسته به این عرفان دست نیافت و حضرت بها رو نشناخت از گمراهان است با این حساب به جز یه عده ی معدود همه و همه از گمراهانیم و شکی درش نیست.و واقعا تکلیف اعمال خوبی که یه آدم که از شناخت بها محروم بوده انجام داده چی می شه؟آیا این مساویه با عدالته؟ تکلیف آدم هایی که کلی خدمت به جامعه ی بشری کردند و تنها گناهشون اینه که بها رو نمی شناسن چیه؟ در رابطه با تساویه حقوق هم من نظراتم رو گفتم و اگر هم جاییش از نظر دوستان مشکل داره دوست دارم که بدونم..چرا ما باید در این آییین شاهد عدم تساویه حقوقه زنان شهری و روستایی باشیم؟ از احکام بهاییان وجوب تعویضه اسبابو لوازم خانه هر 19 سال یک باره که حتما باید همه ی وسایل تعویض شه .وواقعا علت این تعویض چیه و چه مفهومی داره؟ و اگر کسی تواناییش رو نداشته باشه باید به کجا پناه ببره؟البته من قصد بحث در مورد احکام این دین رو ندارم چون اختلاف سر اصل مطلبه و خوب مسلما هر آیینی احکام خودش رو داره. خیلی دوست دارم جواب سوالام رو از هر کسی که می دونه بگیرم.برامم فرقی نمی کنه که این فرد بهایی باشه یا نه.به هر حال از همه ی دوستان ممنونم.... منتطر جواب سوالام از دوستان محترم هستم.... + نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت
8:23 بعد از ظهر |
سلام به همگی... من بعد از یه مدت خیلی طولانی برگشتم و دارم می نویسم.مشکلاته دیگه نمی ذاره آدم زندگی کنه شرمنده.... با توجه به نظر بعضی از دوستان لازم دونستم که این قسمت رو که در رابطه با بهاییته بنویسم... منتظر نظراتتون هستم. قبل از هرگونه اظهار نظری در مورد این آقای محترم اجازه بدید که از گفته ها و کتاب مقدس خودشون شروع کنیم. در ابتدای کتاب اقدس اومده: "ما شما را به شکستن حدودات نفس و هوی امر کردیم" با توجه به توانایی هممون در درک جملات مشخصه که این جمله خالی از اشکال نگارشی نیست (جمع حد شده حدودات)و این قبیل اشتباهات پیش پا افتاده از خداوندی که حدوود 1300 سال قبل از این اثر, اثری فوق العاده مثل قران رو داره یه مقدار بعید به نظر می رسه.قرآنی که در گیرایی و قدرت بیان و جذابیت رقیب نداشته.تا همین جا هم برای قضاوت کافیه ولی خوب ادامه می دم.از این اشتبا هات در کتاب ایشون کم نیست ولی ما به این بخش نمی پردازیم. میرزا حسینعلی نوری که او را بها الله میخوانند,پایه گذار دین بهایی است.بهاییان معتقدند که بها الله جدیدترین فرستاده ی الهی در سلسله ی پیامبران پیشین است و رسالتش برای ایجاد تمدنی جدید و جهانی است که بشر به آن نیازمند است.بهاییان پیامبران را تجلی روح اعظم الهی بر روی زمین می دانند. من خودم توی یه وبلاگ از یه مسیحی بهایی شده خوندم که "از نظر بهاییان حضرت بها الله خدا نیست و هیچ بهایی ای این نظر رو نداره که خدا همون حضرت بها الله است" ولی در اثار به جا مو نده از خود بها طور دیگه ای برداشت می شه. بها الله می گه:کل الالوه من رشح امری تالهت و کل الربوب من طفح حکمی تربتی:همهی معبودها از ترشح امر من معبود شده اند و همه ی خدایان از ظرف لبریز و پر خدایی من به خدایی رسیده اند.یا در جایی دیگر که در زندان عکا گرفتار بوده گفته:لا اله الا انا المسجون الفرید.هیچ معبودی به جز من زندانی تنها نیست. خالی از لطف نیست اگه کمی از احکام بهایی ها رو بررسی کنیم.. - طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود با گفتن 5 مرتبه " الله اطهر" به طرف شیء نجس، پاک و طاهر می گردد.( صفحه 5 کتاب اقدس) - تحريم نماز جماعت و امر به معروف و نهی از منکر( در صفحه 5) - زنان شايسته بجا آوردن حج بهائی نيستند: قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البيت دون النساء(صفحه 10) در رابطه با حقوق زن در آیین بهایت چیزهای جالب توجهی وجود داره.جالبه دینی که دم از تساوی حقوق زن و مرد می زنه حتی نتونسته مساوات رو بین خود زن ها رعایت کنه.این مساله در مورد مهریه ی زنان خیلی به چشم می خوره.مهریه ی زن شهری با مهریه ی زن روستایی متفاوته ومبنای مهریه برای زن شهری طلا و برای زن روستایی نقره است.و در این آیین زنان حق شرکت در بیت العدل را ندارند و باید بدونیم که حضور در بیت العدل یک مقام برای بهاییها به حساب می آد که زنان بهایی از رسیدن به چنین درجه ی معنوی منع شدند.در اینجا یه نکته ی دیگه باید مطرح شه و اون تفاوت بین عدالت و مساواته.آیین بهاییت اصرار فوق العاده ای به مساوات در حقوق زن و مرد داره که البته در دین ما مساوات مطرح نیست ما مسلمونا به رعایت عدالت در حقوق زن و مرد معتقدیم و این که حقوق زن و مرد نباید مساوی باشه بلکه باید عادلانه باشه. شيراز و باغ رضوان در بغداد ( محل اقامت و ادعای نبوت ميرزا حسينعلی) و قبله آنان، قبر ميرزا حسينعلی در عکای اسرائيل است. يعنی بهائيان دارای دو کعبه هستند!!؟؟ و برای اولين بار قبر يک انسان، قبله بشريت مدرن شده است. - بيت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع ميان زن و مرد به طور نامحدود است. " قد حکم الله لکل زان و زانيه ديه مسلمه الی بيت العدل و هی تسعه مثاقيل من ذهب و ان عادا مره الاخری عودوا بضعف الجزاء"(صفحه15) - دستور سوزاندن و آتش زدن انسانها به جرم ايجاد حريق: من احرق بيتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا فاقتلوه ( صفحه 18) کسی که عمدا خانه ای را آتش زد پس او را با آتش بسوزانيد و اگر کسی مرتکب قتل شد او را بی درنگ بکشيد. -اجسام و اشياء نجس در نزد بهائيان٬ طاهر و پاک هستند: وکذلک رفع حکم دون الطهاره عن کل الاشياء( صفحه 21) -نا مشخص بودن ازدواج با محارم و عدم وجود حکم شرعی محارم در بهائيت قد حرمت عليکم ازواج آبائکم( صفحه 30) - حکم غير عملی در مورد ناراحت و محزون کردن ديگران : من يحزن احدا ان ينفق تسعه عشر مثقالا من الذهب (صفحه 39 ) اگر فردی را محزون و ناراحت کرديد بايستی 19 مثقال طلا انفاق کنيد حالا این که ناراحت کردن فرد یعنی چی و مبنا برای تشخیص این ناراحتی چیه رو دیگه کسی نمی دونه ..... بحث رو خلاصه می کنم و در صورت تمایل دوستان اون را ادامه می دم و در آخر به نظرم خوبه که برخی از رفتارهای بهایان را در گذشته بررسی کنیم.. تبریک نیمه ی شعبان مایه تاسف بهاییت محفل مقدس روحانی ملی بهاییان ایران از قرار اطلاعاتی که به هییت رسیده در شب نیمه ی شعبان از طرف موسسه ی تلویزیون تبریک به عموم شعیان جهان گفته شده است.چون این دستگاه منتسب به امر الله(بهاییت)است مایه ی کمال تاسف شد که چرا از طرف موسسه تلویزیون چنین اقدامی مبادرت گردیده است؟ متنی است از جناب آقای حبیب ثابت تحقیق شود که چگونه کارکنان آن موسسه به چنین اقدامی مبادرت ورزیده اند و برای جلوگیری از این قبیل اقدامات چه رویه ای را اتخاذ نموده اید. (این متن مربوط به سال 1342 ست) اسنادی هم وجود دارد که ارتباط این گروه را به ساواک نشان می دهد که از اونا فاکتور می گیرم.. و ارتباط اونا با دولت های استعماری غیر قابل انکار است. در ادامه: بهاییان فرزندان خودشون رو از خوندن دو کتاب شدیدن منع می کنن یکی کشف الحیل آقای عبدالحسین آیتی ملقب به آواره و دیگری خاطرات صبحی نوشته ی اقای فضل الله مهتدی ملقب به صبحی.این دو نفر از افرادی بودند که به شدت پیرو بها الله بودند.اونها از نزدیکان مورد اعتماد بها و به اصطلاح کاتب وحی و از بهترین یاران بها بودند.این دو به تمام احکام و دستورات بهاییت آشنایی داشتند و شاهد تمام فعالیت های سیاسی و مذهبی بهاییان بودند.حالا این که چرا از بهاییت برگشتند و کتابهایی نوشتند که خوندنش توسط بهایی ها توصیه نمی شه رو نمی دونم. ببخشید که کمی طولانی شد اگه نظری یا بحثی در مورد هر کجای این پست هست خوشحال می شم که بدونم.
+ نوشته شده توسط شقایق در شنبه 24 اسفند1387 و ساعت
4:53 بعد از ظهر |
با توجه به همه گیربودن این بحث در دنیای امروز گذاشتن این بخش اینجا خالی از لطف نبود امید وارم که همه استفاده کنند. تمام ادیان الهی و غیر الهی، به آخرالزمان و اینكه روزی میرسه كه همه شر در مقابل همه خوبی میایسته، معتقدند و انتظار ظهور یك منجی را میكشند كه نماد نیكیهاست و ظلم و بدی را در آخرالزمان از بینمی بره. بوداییها و هندوها منتظر آمدن (گوتمه) یا بودای پنجم هستند، زرتشتیها در انتظار سوشیانت (یا سوشیانس) و مسیحیان هم معتقدند كه حضرت عیسی دوباره از اورشلیم و بیت المقدس ظهور میكنه. یهودی ها هم میگن عیسای واقعی هنوز نیامده . اما مسلمانان در انتظار ظهور مهدی صاحب الزمان هستند، اما با یك تفاوت با ادیان دیگه. دیگران منجیشان از آسمان ظهور میكنه و در همان وقت ظهور به میان مردم میآد، اما منجی ما مسلمانان، هم اكنون در میان مردم زندگی میكنه بدون آنكه كسی او را بشناسه و از روی همین در زمین قیامش را آغاز میكنه، نه آنكه از آسمان فرود آید منجی ما عمر هزارساله دارد و پنهان از دید مردم است، اما زنده و این حضور در میان مردم مزایایی دارد که بحث در مورد آن ها خارج از موضوعه و به همین خاطر بهش پرداخته نمی شه.تاثیرات متبت این حضور حتی از دید غربی ها هم تایید می شه و حتی اون ها هم می دونن که در ورای تکنولوژی ها و فناوری های امروزی چیز هایی وجود داره که می تونه مردم رو بسیج کنه تا از ارزش ها دفاع کنن. به واسطه همین دانستنی ها و حیرت بود كه برای شناخت فرهنگ انتظار و عامل ایجاد این ایمان قوی در سال 1984(1362 هجری شمسی) كنفرانسی در اسرائیل و در شهر تلآویو برگزار شد تا به تأثیر اعتقاد به مهدویت در میان مسلمانان به ویژه شیعیان ایران بپردازه. در این كنفرانس به این نتیجه رسیدند كه هویت سیاسی شیعه و عامل موفقیت آن، اعتقاد به مهدی (عج) است و گفتند: اینها به اسم امام حسین (ع) قیام میكنند و به اسم امام زمان (ع) قیامشان را حفظ میكنند. در این بین هر کسی تمام سعی خودش رو می کنه تا آخر الزمان رو مطابق خواسته ها ی خودش پیش بینی کنه.و اون چیزی رو که از نظر خودش درسته به بقیه القا کنه. هالیوود هم که هیچ وقت از هیچ کس عقب نمی مونه به سرعت شروع به ساخت و تهیه فیلمهایی كرد كه به نوعی به آخرالزمان و ظهور منجی میپرداخت. برای همین «اورسون ولز» كارگردان یهودی مشهور سینمای هالیوود كه فیلم «همشهری كین» او در زمره بهترین فیلمهای دنیا جای گرفته بود، فیلمی ساخت به نام پیشگوییهای «نوسترآداموس» و در این فیلم منجی را كسی معرفی كرد كه نام آخرین پیامبر را برخود داره و مسلمان است، اما به حدی كشتار میكند و برخوردی وحشیانه با مردم دارد كه عملاً هركسی از او متنفر خواهد شد. لباس او عربی مانند است و دستاری بر سر داره. پیام كل فیلم آن است كه این منجی مسلمانان فرد محبوبی نخواهد بود ولز برای این فیلم اسكار هم گرفت "مبارکش باشه" بعد از آن، بازی كامپیوتری «یامهدی» هم ساخته شد كه با همان رویكرد موجب ایجاد نفرت از ظهور منجی به این نام در میان جوانان شد. میگویند سازمان سیا در پرونده حضرت مهدی، فقط عكس ایشان را كم دارد. در واقع آنها به اهمیت ایشان برای مسلمانان پیبردهاند و حدس میزنند كه این واقعه نزدیك است. بنابراین میخواهند نوعی آمادگی در مردم خودشان ایجاد كنن و القا کنن كه نیروی برتر در مقابله با این واقعه، آمریكا و تكنولوژی اونه و در صورت وقوع این امر، یك قهرمان آمریكایی دنیا را نجات خواهد داد. این قهرمان حتی بر بلایای طبیعی هم غلبه میكند و در واقع از دست طبیعت هم كاری ساخته نیست تا جلوی تكنولوژی آمریكا بایسته.اینو می گن اعتماد به نفس.... نشان دادن این مسئله در فیلمها موجب میشود كه جهان سوم به نوعی در مقابل این تكنولوژی منفعل بشه و خلاقیت و توانایی خودش رو نادیده بگیره و تنها، مصرفكننده تكنولوژی خارجی باشه و نه تولید كننده. چون غرب میدونه كه تولید كردن فكر، اندیشه، و در نهایت فناوری منجر به قدرت گرفتن مسلمانان خواهد شد. ماتریكس یك و دو و سه: که احتمالا اکثرتون دیدینش.نئو منجی است و آشنایی با مورفیوس، رهبر یك گروه مخفی كه فضای مجازی را كشف كردهاند و میخواهند مردم را از آن آگاه كنند، او را به سوی وظیفة اصلیش كه نجات مردم و سرزمین زایان است، رهنمون میكند. زایان همان تغییر یافته انگلیسی كلمه صهیون خودمان است كه اكنون در اخبارمان میگوییم صهیونیستها یا زایانیستها. زایان به عنوان شهر آرمانی و مدینه فاضلهای مطرح میشود كه همه باید به آنجا بیایند و به رستگاری و خوشبختی برسند. (آموزههای یهودی) اطرافیان و یاران مورفیوس هم دقیقاً به تعداد و خصوصیات حواریون عیسی هستند. (آموزههای مسیحی) خود مورفیوس نیز خدای تجسم یافته است، زیرا یهود و مسیحیت معتقدند خدا میتواند مجسم شود. چنانچه در انجیل یوحنا آمده است كه : خدا كلمه بود، و كلمه جسم شد، و نزد ما ساكن گردید و خدا پدر عیسی است. نماد اتاق 303 در طبقه سوم ساختمان هم نشانگر تثلیث است. اینها از موارد عرفی یا مذهبیاند. ترینیتی نیز در این فیلم به نوعی با حضرت مریم ارتباط پیدا میكند. اگه این فیلم رو ندیدید پیشنهاد می کنم که در اولین فرصت ببینید... ارباب حلقهها :اینم که صداو سیمای خودمون نزدیک به صد بار,یه روز در میون, همرا با تکراراش پخش کرده... در این فیلم منجی فرودو است. از نژاد پستتر هابیت كه به همراهی یارانش بر سارومان كه نمایانگر شر و پلیدی است، میجنگد. این شخصیت به هیچ وجه كامل نیست او بدون اشتباه نیست. خیلی جاها وسوسه میشود كه حلقه را برای خودش بردارد و قدرت آن را به دست آورد. یك شخصیت خاكستری مایل به سفید كه لازم نیست هیچ خطایی نكند.این هم یک منجییه آمریکایی.. اما فرجام جهان از دیدگاه هالیوودی شامل دو اصل پایه ای است و آن اینکه بشر به خاطر دسترسی به تکنولوژی بمب اتمی در واقع تیشه ای بر ریشه خود زده و موجب نابودی خود می شود و دیگر اینکه برخوردی نهایی میان نیروهای شر و کافر علیه مسیح موعود و اسرائیل در قالب یک جنگ هسته ای رخ می دهد که این جنگ به نابودی بیشترین شهرهای جهان می انجامد و نام این جنگ همام "آرماگدون" است که بخشی از عقیده بنیادگرایان آمریکایی محسوب می شود. در همه این آثار بر این نکته تاکید شده که غرب سفید پوست به دلیل دسترسی به علم و فناوری، بر همه چیز سلطه دارد و حق دارد بر تمام ارکان هستی چیره شود.. این مطلب اینجا به پایان نمی رسه و بعدا ادامه میدمش اگه عمری باشه.. فعلا تا همین جاشو داشته باشید تا بعد.....
+ نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 27 بهمن1387 و ساعت
7:20 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط شقایق در شنبه 26 بهمن1387 و ساعت
8:23 بعد از ظهر |
با سلام.در اینجا قصد دارم یه خرده از شیطان پرستی بگم که قبلش از بحث خلقت شروع می کنم.بخوانید و نظر دهید... هدف خدا از خلقت انسان به کمال رسیدن اونه یعنی هدف به فعل خدا مربوط می شه نه به فاعل چرا که خدا کامله و هدفی برای ذات خود نداره به هر طریق انسان خلق می شه و بعد هم ماجرای سجده نکردنه ابلیس به انسان.حالا می ریم سر بحث ابلیس... ابلیس با اختیار خود مدتی طولانی به عبادت خدا مشغول بوده تا جایی که خدا اونو بین فرشته های خودش قرار می ده.ابلیس با اختیار خود و به دنبال قیاس باطل خودش(همین که اون از آتیشه و ما از خاک)از فرمان سجده سر پیچی می کنه.که البته این فرمان هم خودش یه نوع امتحان برای ابلیس مختار به حساب می اومده. خداوند عادله و ذره ای ظلم به کسی نمی کنه و اجر عمل هر کس رو حتی بیشتر از اون چیزی که استحقاقشو داره می ده.ابلیس با وجود نافرمانی اما سال ها خدا رو عبادت کرده و عدل خدا ایجاب می کنه که اون پاداش عبادت های خودش رو بگیره.و چه بهتر که این پاداش خواسته ی خود ابلیس باشه(مهلت خواستن تا روز قیامت)خداوند ار ابتدا شیطان رو با ماهیتی پلید خلق نکرده.خدا موجودی قابل تکامل افریده ولی این خود مخلوقه که با اراده ی خودش می تونه کمال پیدا کنه یا منحرف بشه.حالا از همه ی اینا که بگذریم می رسیم به گروه های شیطان پرست که موجودات واقعا جالب و گاهی اوقات خطرناکی اند.... "آن ها به قدری کوته فکرند که خالق و آفریدگار پهناور هستی را رها کرده و در برابر موجوداتی سر تسلیم فرو می آورند که کمترین اثر مثبتی ندارند.و آنچه غیر از خدا می خوانند فقط بت هایی است بی روح که هیچ اثری ندارد و یا شیطان سر کش و ویران گر." امروزه علاوه بر 666 ,ستاره ی 5 پر,ماسک های حیوانات درنده و شاخ دار, شیطان پرستان علائم دیگه ای هم دارند که مهم ترین اونا قتل و خود کشیه.این وظیفه ی یه شیطان پرسته که نفرت و خشمه خودش رو از معنویات نشون بده.یه نشونه ی جالب دیگه هم موسیقی هاشونه که کسی منکرش نیست.پس بهتره بریم سر RAP. RAP. و تاریخچه ی اون... RAP فرهنگیه که خصوصا به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غربی تعلق داره.و از آمریکا سرچشمه گرفته.در اوخر دهه ی 1960 در شهر های بزرگ آمریکا تضاد های طبقاتی ایجاد شد و شدتی فوق العاده گرفت.بین محلات فقیر نشین و سیاه با سایر نقاط شهر نیویورک یه خط مرزی وجود داشت.که توی این خط مرزی درگیری بین سفید های نزاد پرست و پلیس ها با گروه های بزرگ و متشکل از جوانان سیاه بود.گروه های رپ از دل همین تشکیلات شورشی سیاه شکل گرفت.که در همون سال های اولیه با دخالت قدرتمدارن دستخوش تحریف شد و در نتیجه تبدیل به ابزاری در دست سیاستمداران و صهیونیسم شد(ماشا الله مهلت نمی دن اینا) حالا از اینا بگذریم بریم سر بحث اول خودمون.شیطان پرستی.. واقعا سود شیطان پرست شدن ماها تو جیب کیا می ره .ناامیدی و سیر شدن از زندگی برای ما کیو خوشحال می کنه.چرا باید بدون هیچ پشتوانه ی عقلی وارد ماجرایی بشیم که هیچ جاش به سود ما نیست.تازه اگه آدم شانس بیاره خود کشی نکه....کدوم آدم عاقله که خود کشی رو یه نوع وسیله برای سعادت می دونه.پس عقل ما کجا داره پرسه می زنه.احتمالا تو این باغا نیست اگه این طوری فکر کنیم....البته شیطان پرستها در مورد مسئله ی مرگ دو دسته می شن.دسته ی اول کسانی هستند که خود اگاهانه مرگ و و ماندن در جهنم رو ترجیح می دن.دسته ی دوم کسانی هستند که منکر مرگ می شن و براین گمانند که پرستش شیطان کفایت می کنه تا اونا رو از چنگال مرگ نجات بده و عمر جاودان نصیبشون کنه(زهی خیال باطل...)مشخصه که دسته ی اول فوق العاده خطرناک ترند چون آگاهانه به جنگی نامقدس در برابر خدا روی می آرند.آنها گناه رو زینت درونی انسان تصور می کنند. حالا از این بنده های خدا که که ناآگاهانه روی پرده نمایش می دن بگذریم بریم پشت پرده..8۵ نفر دختر و پسر مصری در میان دانشگاه های مصر سازمان و فرقه ای را جهت تبلیغ شیطان پرستی بوجود آوردند.متهمان بعد از دست گیری تاکید کردند که در پیدایش شیطان پرستی در مصر امریکا و اسرائیل نقش بزرگی داشتند.تازه تو حساب های ارزی این گروه ها در شبکه ی بانکی کشور خودمون که از طریق اینترنت هدایت می شه در یکی از سال های گذشته(متاسفانه نمی دونم چه سالی)حدود 8 میلیون دلار آمریکا واریز شده است. آدم با عقل ناقص هم می تونه پی به قضیه ببره .فکر نکنم زیاد نیاز به خسته کردن فکر داشته باشه.دستشون درد نکنه که مسائل رو این قدر برای ما روشن می کنن و هضم کردن ارتباطات رو راحت تر.حالا جالب تر از همه این جمله ی خنده دار بوشه که می فرمایند:"اهداف آمریکا برقراری صلح,تداوم آزادی و رسیدن به سعادت و خوش بختی است"خدا بوش رو بیامرزه چه قدر قشنگ جمله می ساخت....برقراری صلح یعنی جنگ.تداوم آزادی یعنی بردگی و رسیدن به سعادت و خوشبختی یعنی خود کشی. ببخشید که سرتونو درد اوردم. به امید بیداری برای همه.... + نوشته شده توسط شقایق در جمعه 25 بهمن1387 و ساعت
5:0 بعد از ظهر |
دوباره سلام و به امید بیدای همیشگی برای همه....
در مورد نظر شما نفیس جان من در مورد خیام این مطلب رو گذاشتم تا اگه کسی نظر دیگه ای داره بهمون بگه تا اگه جایی از حرفم اشکال داره درستش کنم.ولی خوب درسته ما همیشه باید در مورد همه چی تحقیق کنیم.اگه در مورد خیام چیزی به اطلاعاتم اضافه شد کوتاهی نمی کنم. شما هم می تونی کمک کنی.خیلی ممنون می شم... + نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 24 بهمن1387 و ساعت
3:48 بعد از ظهر |
سلام و روز خوش به همگی. با چند بیت شعر از خیام حکیم.ریاضی دان.منجم.فیلسوف.موسیقی دان.شاعر و خلاصه همه فن حریف شروع می کنم.
ابریق می مرا شکستی ربی بر من در عیش را ببستی ربی بر خاک بریختی می ناب مرا خاکم به دهان مگر تو مستی بی
خیلی جالب به نظر می رسه که آدم حکیمی مثل خیام اینقدر بی اعتنا نسبت به مسائل معنوی باشه و خوب می شد اگه می دونستیم که منظو خیام از شعر هاش چی بوده. مثل این که شهرت خیام از زمانی بالا گرفته که یه فرد انگلیسی یه تعداد از رباعی های خیام رو ترجمه و منتشر می کنه.یعنی شهرت خیام از انگلیس شروع شده و به کل دنیا رسیده.حتی تو ایران هم تو 100 سال گذشته کسی خیام رو به عنوان یه شاعر نمی شناخته.بحث های جالبی در مورد خیام هست.بعضی ها(امثال من) اونو یه شاعر بی اعتقاد می دونن و بعضی دیگه به عنوان یه شاعر حکیم اونو می شناسن.البته شاعرانی هم هستند که بر علیه خیام شهادت میدن مثل نجم الدین رازی که تو کتاب مرصاد العبادش اشاره ی تندی به خیام داره واون رو مادی قلمداد می کنه.البته مهم ترین شاهد برای غیر مذهبی بودن خیام خود اشعارشه که البته اگه واقعا از خود خیام بوده باشه.خوب البته دلیلی هم نداره کسی برای خراب کردن یه حکیم این همه استعداد به خرج بده و رباعی بگه.عاقلانه تر بود دیوانی رو که قراره این همه خیام رو مشهور کنه به نام خودش چاپ کنه نه به نام خیام.پس احتمال زیاد دیوان از خود خیام شیطونه اما در مورد خیام جالبه که می گه: ناکرده گنه در این جهان کیست بگو وان کس که گنه نکرد چون زیست بگو من بد کنم و تو بد مکافات کنی پس فرق میان من و تو چیست بگو البته این رو هم بگیم بد نیست که مکافات های ما نتیجه ی اعمال ماست یعنی اگه ما بد می کنیم مکافات دیدنمون لازمه ی اون کاریه که انجام دادیم. جالبه که خیام حتی به جهانی در ورای این جهان هم اعتقادی نداره.ولی من فکر می کنم که منطقی ترین شکل برای این دنیا اینه که بعد از این جهان ما رهسپار دیار نیستی نشیم.واقعا چی می شه که یه حکیم این طوری رباعی می گه که: جامی و مئی و ساقیی بر لب کشت این جمله مرا نقدو تورا نسیه بهشت مشنو سخن بهشت و دوزخ از کس که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت عجب شعری....
من فکر می کنم جامعه ی مذهبی اون دوره باعث ایجاد نفرت خیام از بعضی مسائل دینی شده.اما این برای یه حکیم دور از انتظاه که از روی آدم ها بخواد در مورد درست بودن یا نبودن یه طرز فکر قضاوت کنه. ما شاعران دیگه ای داریم که هیچ وقت این اشتباه رو نمی کنن مثل جبران خلیل جبران که من ارادت خاصی به ایشون دارم.جبران تو کتاب ماسه و کف می گه "هر صد سال یک بار عیسای ناصری با عیسای مسیحیان در باغی در دره های لبنان دیدار می کند.آن دو با هم مدت درازی گفتگو می کنند و هر بار عیسای ناصری در حال رفتن به عیسای مسیحیان می گوید:دوست من.انگار من و تو هرگز به توافق نمی رسیم." اینو می گن یه متن حکیمانه..... به هر حال من به خیام به عنوان یه دانشمند احترام می گذارم.خدا همه ی ما رو غرق رحمت کنه مخصوصا خیام رو. + نوشته شده توسط شقایق در پنجشنبه 24 بهمن1387 و ساعت
12:10 بعد از ظهر |
برج آزادی نماد شهر تهران است که در سال ۱۳۴۹ توسط معمار معروف ایرانی ، حسین امانت به یادبود جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران طراحی و ساختهشد. این برج، تا قبل از انقلاب ۱۳۵۷ به نام «برج شهیاد» معروف بود هم اکنون به «برج آزادی» معروف گردیدهاست. در مراسم آغاز به کار این برج که در سمت غرب شهر تهران قرار دارد محمدرضا شاه پهلوی و همسرش شهبانو فرح دیبا حضور داشتند و منشور حقوق بشر کوروش بزرگ (نخستین نوشته حقوق بشر از کوروش کبیر، پادشاه هخامنشی) برای نخستین بار در این مکان پردهبرداری شد. برج آزادی در ایران، نمونهای از نماد و نشانههای شهری به طراحی و اجرای حسین امانت است که معماری شاخص آن، تلفیق طاقهای معماری قبل و بعد از اسلام و تبدیل آن به نمادی زیبا به لحاظ معماری است. در این طرح، معمار حتی به جزئیات اجرای بنا و نحوه چیدمان سنگهای نماد دقت داشته تا در نهایت جز جز اجزا به کل واحدی بدل گردند. + نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه 23 بهمن1387 و ساعت
10:17 قبل از ظهر |
چون که عشق شما را به سوی خود می خواند در پی اش روان شوید.اگرچه شاید راه دشوار باشد و ناهموار.و آن هنگام که بال ها ی عشق شما را در آغوش می گیرد خود را به آن ها وانهید گرچه شاید تیغ های پنهان شما ا زخم زنند.و آن هنگام که عشق با شما سخن می گوید باورش کنید گرچه شاید آوایش کاخ رویاهایتان را از بن بر کند.آن سان که باد شمال درختان را زیر و رو می کند. چه اگر عشق تاج بر سرتان نهد شما را بر صلیب هم خواهد کرد. عشق است که هم شما را می پروراند و هم شاخ و برگتان را هرس می کند آن سان که عشق بر بلندای وجودتان قامت راست می کند و بر لطیف ترین شاخه هایتان که به سوی خورشید سر می کشند به لطافت بوسه می زند بر ریشه هایتان هم دست خواهد می برد و آن هارا از زمین بر می کند.عشق مانند دانه های گندم شما را به دور خود جمع می کند سپس شما را در هم می کوبد تا برهنه شوید و آن گاه پوسته ی سخت را از وجودتان بر می گیرد و شما را آسیاب می کند تا روشنایی درون تان را نمایان کند. + نوشته شده توسط شقایق در چهارشنبه 23 بهمن1387 و ساعت
8:2 قبل از ظهر |
شبانه روز همگی بخیر.اینجا چون از همه چی می گیم یه مطلب
خیلی جالب بود که دیدم بد نیست اگه همه اینجا ببینیمش.خوشحال می شم نظرات دوستان رو راجع بهش بدونم. به امید بیداری.....
برخی از عقاید یهودیان صهیونیست: 1_خداوند از آنکه یهود را به چنین حالی گذاشته سخت پشیمان است به طوری که هر روز به صورت خود لطمه می زند و زار زار گریه می کند. 2_هرگز خدا از کار های ابلهانه و دروغ بر کنار نیست. 3_ارواح یهود از ارواح دیگران افضل تر است.زیرا ارواح یهود جزء خداست هم چنان که فرزند جزء پدرش می باشدو روح های یهود نزد خدا عزیز تر است زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند حیوان اند. 4_نطفه ی غیر یهود مثل نطفه ی بقیه ی حیوانات است. 5_بهشت مخصوص یهود است. 6_کلیسای مسیحیان که در آن سگ های آدم نما به صدا در می آیند به منزله ی زباله خانه است. 7_اجانب مانند سگ هستند و برای آنها عیدی نیست چون عید برای اجنبی و سگ خلق نشده. 8_سگ افضل از غیر یهودی است زیرا در اعیاد باید به سگ نان وگوشت داد ولی دادن نان به اجنبی حرام است. 9_دزدی از یهودیان حرام ولی از غیر یهودی دزدی جایز است. 10_اگر یکی از اجانب را بکشیم مثل این است که در راه خدا قربانی کرده ایم. 11_قسم دروغ خوردن جایز است مخصوصا در معاملات با غیر یهود. چند جمله منتخب از پروتکلهای صهیونیست ها: 1. توده مردم وحشي است . سران صهیونیسم جهانی عزم جدی بر نابودی هر عقیده ای دارند ، آنان تمامی اصول و تئوریها را بهم می ریزند ، نظامها و حاکمیت ها را لرزان می سازند ، خانواده ها را ویران و نقش مدیریتی پدرها و مادرها را لگدمال می کنند . برخی شرکت های وابسته به اسرائیل Coca-Cola در سال 1997 نمایینده ی اقتصادی دولت اسرائیل از این شرکت به دلیل حمایت مستمر از اسرائیل در 30 سال گذشته و امتناع از پذیرفتن تحریم اسرائیل توسط اتحادیه ی عرب قدر دانی نمود. این شرکت ضمن حمایت آشکار و مستمر از دولت اسرائیل اعلام کرده بود که حاضر است چندین میلیارد دلار برای اسقاط نظام جمهوری اسرائیل سرمایه گذاری کند.
+ نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 21 بهمن1387 و ساعت
11:17 بعد از ظهر |
دیشب به خود گفتم شعور یک گیاه در وسط زمستان از تابستان گذشته نمی اید از بهاری می اید که فرا خواهد رسید.گیاه به روز هایی که رفته اند نمی اندیشد،به روز هایی می اندیشد که خواهد آمد.اگر گیاه هان یقین دارند که بهار خواهد آمد چرا ما انسان ها باور ندایم که روزی خواهیم توانست به هر آنچه می خواهیم دست یابیم!
برای امروز ماهی صید کردن،با دریا و ساکنان آن درد و دل کردن،صید خود را با دیگران تقسیم کردن،اگر چه سبب شود شما همه ی ماهی های صید شده را قبل از رسیدن به منزل ببخشید کافی است. + نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 21 بهمن1387 و ساعت
6:15 بعد از ظهر |
ماهواره اميد در بهمن ماه سال گذشته با حضور رياست محترم جمهوري اسلامي ايران رونمايي و ماهواره بر سفير 1 در خرداد ماه سال جاري با حضور رياست جمهوري بصورت ازمايشي با موفقيت پرتاب شد.
اینو به عنوان نشان افتخار تو این بخش گذاشتم چون خیلی ازش خوشم اومدم.خوبه که در جریان باشیم.ادم یه وقتایی واقعا به خودش می باله که با کیا داره زنگی می کنه اما بالیدن بیشتر مال موقعی یه که بدونیم تو ی این همه تحول خود ما کجاییم.ما یه مشت تماشاچییم این وسط یا جزء اون آدم ها که تشویق می شن اونایی که همه دوست دارن جاشون باشن یا نه خودمون دوست داریم جای کس دیگه ای باشیم.خوبه که قدر چیزایی رو که داریم بدونیم به هر حال با عرض تبریک(البته تبریک با تاخیر) + نوشته شده توسط شقایق در دوشنبه 21 بهمن1387 و ساعت
5:49 بعد از ظهر |
سلام به همه ی دوستان بیدار.این وبلاگ
کاملا تازه تاسیسه ایشالا که توش کلی چیز پیدا بشه ،علمی،فرهنگی،هنری،شعر،گاهی وقتا تو پرانتز حرفای ناراحت کننده ،و هر موضوع دیگه ای که به ذهنم برسه خواهشن نظر بدید.ممنون می شم.برا همه و خودم شبانه روزی خوش آرزومندم به امید بیداری.......
اگر می خواهی خدا را بشناسی دست از حلال معما بودن بردار به اطراف خود بنگر و ببین که خدا چه طور با کودکان بازی می کند.به آسمان بنگر و خدا را ببین که در میان ابر ها راه می رود و بازوانش را مانند آذرخشی می گشاید و باران را فرو می فرستد. خدا را ببین که در گل ها لبخند می زند سپس بر می خیزد و در وجود درختان دست تکان می دهد.
+ نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 20 بهمن1387 و ساعت
7:31 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط شقایق در یکشنبه 20 بهمن1387 و ساعت
7:2 بعد از ظهر |
|
|